X
تبلیغات
چـــــــــــــادر خاکی

چـــــــــــــادر خاکی
 
یا فاطمه شکر خدا که سایه تو بر سر من است
جمعه نوشت:
آقاجان(عج)...
انتظاردیگرسخت شده است،دلم گرفته از این شهرکه آدمهایش،همچون هوایش ناپایدارند!
گاه آنقدر گرم که نفست میگیردوگاه چنان سرد که بدنت میلرزد...!
وهمیشه،این  افراط وتفریط است که آدم ها راتنهامیکند...
 تنـــــــــــهایِ تنــــــــــــــها
             دود این شهر مرا از نفس انداخته است...
                                     به هوای حـــــــرم کربــــــــــ و بلا محتاجم...

غصه نوشت:
ای یوسفِ گمگشته یِ زهرا(عج)...
خودت برایِ ظهورِخودت دعاکن...
این روزهابجای دعابرای آمدنت،بحث یارانه، بحثِ داغِ روزگارماشده است...
انگارنه انگار که باآمدنت،دنیا،مدینه یِ فاضله خواهدشد...
شرمنده  که کمتردلمان برایتان تنگ میشود...
منتظر نوشت:
          همیشه در اوج دلتنگی هایم تو پیدا می شوی
                                و من بـــــــاز حیـــــران عاشقی ات میشـــــوم

غم  نوشت
:
خدایا...
بندِ دلم را محکم تر به ضریحِ چهارده معصوم ات گِرِه بزن...!
شاید بحق کشتی یِ نجاتت یکرنگ شود...
شاید.....!!!!

خدایا...
مرااز"من"رهاکن که هیچ کس ب اندازه "من"مرااذیت نکرد...


فاطمیه نوشت:

     ای اشك توهمراه امواج فرات،ای همدم غم
                          تا كی رسدبر جان فرزندانِ تو غم‌های عالم؟!



برچسب‌ها: امام زمان, جمعه, انتظار, فاطمیه, منتظر
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1393/01/21 توسط دختر خاکی
دلتنگ نوشت:
دوست دارم کز غمت یا فاطمه! تنها بگریم
از یتیمان تو پنهان، در دل شبها بگریم

دوست دارم بنگرم بر آسمان پرستاره
تا سحر با یاد تو ای زهره زهرا! بگریم

دوست دارم در شب سوگ تو ای ماه مدینه!
در کنار قبر تو آیم، تک و تنها بگریم!

دوست دارم سر فرود آرم من بی کس به چاهی
بر کشم فریاد غربت، های های آنجا بگریم!
***********************

فاطمیه نوشت:

بی بی جان...
غم هجرانت آنقدرسنگین است که یک روز نه بلکه یک دهه،یکسال نه بلکه هرسال،و هرسال دو،بار،سوگواری نیزتسلی مان نمی دهد.
***********************
منتظرنوشت:
مردک پست که عمری نمک زهرا(س)خورد
نعره زد بر سر مادر به غرورم برخورد
ایستادم به نوک پنجه ی پا... اما حیف
دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد
هرچه کردم سپر درد و بلایش گردم
نشد ای وای که سیلی به رخش آخر خورد
آه زینب تو ندیدی! به خدا من دیدم
مادرم خورد به دیوار ولی با سر خورد
سیلی محکم او چشم مرا تار نمود
مادر از من دو...سه تا سیلی محکم تر خورد
حسن از غصه سرش را به زمین زد، غش کرد
باز زینب غم یک مرثیه دیگر خورد
قصه کوچه عجیب است مهاجر اما
وای از آن لحظه که زهرا لگدی از در خورد...

***********************
انتظارنوشت:
تو نیستی و عید، ببخشید! عزای ما
اصلا صفا ندارد عزیزم برای ما
تو نیستی و خنده فراموشمان شده
برعکس بی تو آنقدر این اشک های ما
با ما که نیست ورنه همش گریه می کنیم
این شهر بسته است کمی دست وپای ما
حالا نمی شود که بیایی و با خودت
چیزی بیاوری شب عیدی برای ما
چیزی شبیه مرهمی از جنس عاشقی
چیزی شبیه تذکره ی کربلای ما
***********************

غم نوشت:

هـر دم بـه ضـریـح بـی نـشـانـت ای مـاه
بـسـتـه سـت دخـیـل قـلـب مـن بـا هـر آه
عـمـری سـت تـپـش هـای دلـم مـی گـویـد :
« یــا فــاطــمــه اشـفــعـی لـنـا عـنـدالـله »

***********************

منتظرنوشت:

به احترام غم مادرت بیا یا مهدی
به قدر عمر کم مادرت بیا مهدی

به چادری که شده پرچم عزاداری
به پرچم علم مادرت بیا مهدی

به قامتی که قیامت نمود در مسجد
قسم به قد خم مادرت بیا مهدی

به ناله ای که فرا خواند پشت در نامت
به صوت دم به دم مادرت بیا مهدی

به فاطمیه قسم ای نماد حزن علی
به داد داغ غم مادرت بیا مهدی...

**اللهم عجل لمولاناالغریب الفــــــــــــــــــــرج**



برچسب‌ها: امام زمان, جمعه, انتظار, فاطمیه, منتظر
نوشته شده در تاريخ شنبه 1393/01/16 توسط دختر خاکی
تلنگرنوشت:درآن هنگامه عظیم قیامت همه خلائق آرزومیکنندکه ایکاش فاطمی می بودند...
(بحارالانوار ج8 ص53)
فاطمیه نوشت:
شهرآبستن غمهاست،خدارحم کند
شهراین بارچه وغاست،خدارحم کند
همه جمع اندوموافق که علی راببرند
وعلی یکه وتنهاست،خـــــــدارحم کند
غزلم سوخت،دلم سوخت،دلِ آقاسوخت
روضه یِ ام ابیهاست خـــــــدارحم کند
منتظرنوشت:
یک جهان روضه و یک چشم پر از نم داری

آه، آقای  غریبم   به  دلت  غم  داری

دردِ بی مادری ای کاش  دوایی  می داشت

فاطمیّه  شده  و  اشک  دمادم  داری

صاحبِ مجلس روضه، غم  مادر  دیدی

بر درِ  خانه ی خود، بیرق ماتم  داری

دردِ دل کن  که   نگویند  غریبی   آقا

  بین این سینه زنان، مونس و مَحرَم داری

  دلِ یعقوبیِ  مادر ز فراقت خون  است

یوسف مصر بقا،  قصد سفر  هم داری ؟

  دل ، حسینیّه ی  چشمان تو  شد مولا جان

  باز  هم  وقت  عزا،  یاد  مُحرّم  داری

  گاه در کوچه و گه  کرب و بلا  می گریی

  داغ  یک پهلو و انگشتر  خاتم  داری

تسلیت نوشت:

امشب دل سنگ کوچه ها می گرید

یک شهر خموش و بی صدا می گرید

تشییع جنــــــازه غریب زهـــرا ست

تابوت به حــال مرتضی(ع) می گرید

"شهادت ام ابیهاتسلیت"





برچسب‌ها: امام زمان, جمعه, انتظار, فاطمیه, منتظر
نوشته شده در تاريخ جمعه 1393/01/15 توسط دختر خاکی
انتظارنوشت:
قلب مرا زخانه تکانی معاف کن
////گذار روی شیشه بماند غبار تو
این روزها همه به سفر فکر می کنند////من قصد کرده ام بمانم کنار تو
امسال که به درد ظهورت نخورده ام////سال جدید کاش بیایم به کار تو
********************************************************

جمعه نوشت:

حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره) :در اوقات گرفتاری و شدت خیلی باید دعای فرج خواند زیرا دعای فرج دعا برای فرج شخصی است !لذا در هنگام شدت باید به آن ملتزم شد .حضرت امام سجاد (ع)وقتی می خواستند پسر حسن بی علی (ع) داماد حضرت حسین بن علی (ع) را به دستور ولید پانصد تازیانه بزنند به او فرمود :پسر عمو ! دعای فرج را فراموش نکن !

ایشان عرض کرد : پسر عمو دعای فرج چیست ؟حضرت دعایی را به او تعلیم فرمود . حسن بن علی (ع) شروع کرد به خواندن آن دعا .

کسی که مامور قتل او بود از منبر بر زیر آمد و گفت : «اری سجیه مظلوم اخروا امره اراجع الامیر» یعنی سرشت شخص ستمدیده ای را می بینم ! قتل او را به تاخیربیندازید تا با امیر (ولید) در این باره مشورت کنم.تا اینکه به ولید نامه نوشتو او دستورداد که او را رها کنن .برای دفع بلا و شر این دعا نیز نافع ا ست :

«اللهم صل علی محمد و آل محمد و امسک عنا السوء»

یعنی خداوندا بر محمد و آل او درود فرست و بدی را از ما باز دار 

منبع : کتاب بهارانه (امام غائب (عج) در کلام آیت الله العظمی بهجت (ره)) / ص 8/مدون سید مهدی شمس الدین

**************************************************

تلنگر نوشت:

امام زمان عجل الله تعالی فرجه به یکی از دوستان خود که از آن حضرت پرسیده بود:آقاجان! قربانتان بشوم, چرابا اینکه ما این همه دعای فرج را می خوانیم شما نمی آیید؟
فرمودند: شما که دعای فرج را نمی خوانید! شمادعای سلامتی من را می خوانید (یعنی اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن ....شما باید دعای (الهی عظم البلا...) را زیاد بخوانید

(امام زمان و سید بن طاووس صفحه238.نجم الثاقب صفحه 480)

*********************

منتظرتوشت:

تو را به زمزمه و اشک های مادرتان
بیا ظهور تو آقا شفای مادرتان
صدای آمدنت بین کوچه ها پیچید
ببین به لرزه فتاده صدای مادرتان
قنوت امشب زهرا تو را بهانه کند
و یاس میچکد از ربنای مادرتان
به حق ""چادر خاکیِّ"" فاطمه(س)برگرد
که مستجاب بگردد دعای مادرتان
همیشه فصل دلم فاطمیه می ماند
سری نمیزنی در عزای مادرتان؟
میان خیمه سبزت تو روضه میگیری
تسلی دل حیدر برای مادرتان



برچسب‌ها: امام زمان, جمعه, انتظار, منتظر
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1393/01/07 توسط دختر خاکی
اولین پستِ سال1393

لطفامطالب روبدون ذکرمنبع کپی نکنید

دخترخاکی نوشت:

مهدی جان(عج)...!!!

باتوازخاطره هاسرشارم                     جشن نوروز تو راکم دارم

سال تحویل،دلم میگیرد                     باتو تا آخــــــر خط بیدارم

اینروزها دلم برای هیچکس به اندازه ی توتنگ نمیشود...

قبل از پایان سال،رویِ مزارِ تک برادرِ شهیدم(شهید گمنام شهر) سفره هفت سینِ عیدرا چیدم...

نخواستم نبودن مادر یاخواهرش راحس کند...

خودم برایش خواهری کردم،تا برایم برادری کند...!

*لحظه ی تحویل سال20:27:07*

*سال 1393مبارک*

خدایا امسال نمیدانم قرار است چه بشود...؟!!

قرار است چه بشوم...؟!!

هرچه می شوم ،فقط...بی تو وامام زمانم نشوم...

ای وعده داده شده(عج)...!!!

سال تحویل راکجابودی؟

مشهدیاقم؟سامرایاکاظمین؟نجف یابین الحرمین؟

اصلاشاید تمام ائمه ،کنارِ قبرخاکی وگمشده ی مادرتان زهرابودید!!!!آخر، مادر مرده، که عید  ندارد...!

بی تو چه فرقی میکندسال چه باشد؟!چه فرقی میکنددلم مالِ کِه باشد؟!

ای یوسف گمگشده ی زهرا،پای سفره ی هفت سین ،پیراهن سیاه مادرتان به تنم بود...

دعای فرج وحدیث کساءخواندم...سال جدید راباکنیزیِ بی بی (س)شروع کردم...

لبم خندان است امادلم گرفته...دلم به اندازه ی تمام نبودن هایتان گرفته...

برگرد ای منتقم سیلیِ مادر،

امسال رافکرنکنم بدون شمادوام بیاورم؟!برگرد......

دلگیرم...دلم گریه میخواهد...

گریه ای از جنس تو...گریه ای برای تو...

هیچ کداممان نه تنهادرد امام زمانمان خودرادوانکرده ایم  بلکه شدیم دردی روی درد هاش...

همیشه گفتند:توبه ی گرگ مرگ است....

من از آینده میترسم،از گناهانم،از اشتباهاتم...

نگذار توبه ی من بدون پشیمانی باشد وتکرارمجدد گناه...میترسم دوباره روز از نو،روزی از نو....!!!!

از احساس تنهایی،من از همه چیز میترسم...

از دنیای بدون شمامی ترسم...مرابه حال خودم نگذارید...

ای دست گیرنده ی تمام شیعیان،دستمان رابگیر...

خدایا...!!!

ای تغییر دهنده حال ها و دیده ها...ای مقلب القلوب،ای محول الحال...

امسال بحق فاطمه الزهرا،حال و هوای دلمان  را به بهترین حال ها مبدل کن...

آمین یارب العالمین

مواظبِ خوبیهاتون باشید،التماس دعا

               ظهور،کربلا،شهادت

*دخترخاکی*

سال جدیدتون سرشار از سلامتی وشادی وموفقیت وخوشبختی

                    به هر کس قسمتی دادی خدایا

                                            شهادت قسمت ما میشد ای کاش



برچسب‌ها: امام زمان, جمعه, عید, فاطمیه, چادرخاکی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 1393/01/01 توسط دختر خاکی

آخرین پست سال1392

لطفامطالب روبدون ذکرمنبع کپی نکنید

دخترخاکی نوشت:
دوازده ماه گذشت...
بعضیهادلشون شکست...بعضیهادل شکوندن...
خیلی هاحاجی وکربلایی ومشهدی  وقمی شدند وخیلیهاآرزو به دل موندن...
خیلی هاخداوامام زمانشون رو پیداکردندو خیلیها گُمِش کردند...

خیلی هابینمون اومدن وخیلی هاازبینمــــــون رفـتند...

خیلی هاعاشق شدندوخیلی هاتنهایِ تنـــــــها...
بدگفتیموبد شنیدیم...

هق هق گریه کردیم وبلند خندیدیم...

زندگــــی برخلاف آرزوهـــــامون گذشت....
دوروز مونده،دوروزازهمون خاطره ها...


سال1389ایام فاطمیه کربلابودم وحالا!!!!!
بیشتردوستام امسال عید رو کنارشهدایااربابِ بی کفن تحویل میکنند...
وباز،منِ بی سروپا،جاموندم....
نه کاری برایِ خودمون انجام دادیم ونه کاری برایِ امام زمانمون...!
به راستیکه چه باغِ بی حاصلی داریم...
عُمرِمون رومیگم...
ایکاش سال جدیدکمی به خودمون بیایم...
فقط مقدارخیـــــــــــــلی کمی...!!!

آدم نمیدونه بیادغربت مهدیِ فاطمه(عج)بغض کنه یا...
بیادغمی که یک دَر ودیواربه جان یوسف زهرا(عج) انداخته؟؟؟؟!
خوش بحال سال۹۲ ماه دوازدهمش امد ...
اما خبری از ماه دوازدهم مانشد...

آقاجان(عج)...
حالم خراب میشود اینجا،بدون عشق...
حالم خراب میشوداینجا،بدون تو....
لحظه ی تحویل سال نو ،برایِ بی تابیِ دلم دعاکنید...

اینروزاحال وروزِ دلم خوش نیست...
عیدتون فاطمی ودلتون بهاری
مواظبِ خوبیهاتون باشید،التماس دعا

               ظهور،کربلا،شهادت

*دخترخاکی*

منتظرنوشت:
دارد بهارمیرسداما،بدون تو

دارد بهارمیشودآقا،بدون تو
باردگربهارو،هیاهوی تازگی
باردگرشکفتن گلهابدون تو
سال گذشته لحظه ی تحویل سال نو
گفتم چه سود شادیِ دنیـــابدون تو؟!
باید دَمی بحالِ دلِ من نظـــــــر کنی
حالی نمانده سینه یِ من را،بدون تو

بدون شرح:
انتظارنوشت:
                    عمرم تباه میشود این گوشه ازغمت
                                                              براین حیاتِ غم زده مرگا ،بدون تو



برچسب‌ها: امام زمان, انتظار, فاطمیه, منتظر, عید
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1392/12/28 توسط دختر خاکی

ای منتقم خون مادرت زهرا(س)برگرد...

جمعه نوشت:

تو را به زمزمه و اشک های مادرتان

بیا ظهور تو آقا شفای مادرتان

صدای آمدنت بین کوچه ها پیچید
ببین به لرزه فتاده صدای مادرتان

قنوت امشب زهرا تو را بهانه کند

و یاس میچکد از ربنای مادرتان
به حق چادر خاکی فاطمه برگرد

که مستجاب بگردد دعای مادرتان

همیشه فصل دلم فاطمیه می ماند

سری نمیزنی در عزای مادرتان؟

میان خیمه سبزت تو روضه میگیری

تسلی دل حیدر برای مادرتان

ما منتظر منتقم فاطمه هستیم

تسلیت نوشت:

مولای غایب غریبم!سرت سلامت باد...

ما را در غم مادرت پذیرا باش؛ای غمگین‏ترین شیعه در عصر غیبت!

ایام فاطمیه برتمام شیعیان سینه سوخته تسلیت...



برچسب‌ها: امام زمان, جمعه, انتظار, فاطمیه, چادرخاکی
نوشته شده در تاريخ جمعه 1392/12/23 توسط دختر خاکی

تعصب نوشت:

حیدر بــــه نــــام فــاطمه حســـاس بــــود

       خلقت از روز ازل مدیـــون عطر یــاس بود

ای که بسـتی ره میان کوچه ها،بر فاطمه
    
  گردنت را می شکست آنجا اگر عبـاس بود



انتظارنوشت:

بـــرای آمـــدنت انتــــظار کافی نیست

دعـــا و اشک و دل بیقرارکافی نیست

خودت دعایی کن ای نازنین که برگردی

دعای این همه چشم انتظار کافی نیست

جمعه نوشت:

آخرین جمعه سال است بیا آقا جان           حالمان رو به زوال است بیا آقاجان
من غزلــــهای به یاد توفراوان دارم             که پراز درد و ملال است بیا آقاجان

منتظرنوشت:

شنیدمت که نظر می‏کنی به حال ضعیفان             

                        تبم گرفت و دلم خوش، به انتظار عیادت



برچسب‌ها: امام زمان, جمعه, انتظار, فاطمیه, منتظر
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1392/12/22 توسط دختر خاکی

انتظارنوشت:

همتا هم نداری که وقت نبودنت به دلم وعده بدهم،شاید " مثلش " را پیدا کنم،آقای بی همتای من...

منتظرنوشت:

اي مركز ثقل كهكشان دل من
خورشيد بلند آسمان دل من
عمريست كه من منتظر ديدارم
يك جمعه بيا به جمكران دل من

شهیدنوشت:

در زمان غیبت به کسی منتظر می گویند که منتظر شهادت باشد...

(شهید مهدی زین الدین)

تبریک نوشت:

آقاجان(عج)...

تولد ام المصائب،عمه ی سادات مبارک...عیدیِ ماباشدظهورت...

ملجــــــأ اهل حرم تا ظهر اگر عبـــاس بود

                                       شب نگهبان در كنار نهر علقم زينب است

مدافع حرم نوشت:

ما شیعه حیدریم و سرافرازیم

دل به عشق آل فاطمه میبازیم

فرمانده لشکری ما عباس است

در ارتش او تا به ابد سربازیم

تا کور شود هر آنکه نتواند دید

ما به بارگاه اهلبیت می نازیم

از صحن رقیه تا حریم زینب

بین الحرمین دیگری میسازیم

کلنا عباسک یا زینب(س)

دخترخاکی نوشت:

بی بی جان...

          به اسمت قَسَم،به اسمم قَسَم....!

هوایِ دلِ بی کَسِ ما راداشته باش



برچسب‌ها: امام زمان, جمعه, میلاد, زینب, مدافع حرم
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1392/12/15 توسط دختر خاکی
تلنگرنوشت:

انتظارنوشت:
خوش بحال سال۹۲   ماه دوازدهمش امد ...اما خبری از ماه دوازدهم ما
منتظرنوشت:
گذشت جمعه ای ولی دعای مانگرفت

دعـــــــــای ما نه،بگو ادعای مانگرفت
اگر به یــاد تو بودم چرا دلم نشکست
چـــرا غروب رسید و صدای ما نگرفت



برچسب‌ها: امام زمان, جمعه, منتظر, انتظار
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1392/12/08 توسط دختر خاکی
منتظرنوشت:

باز جمعه اي ديگر...

در انتهاي کوچه پس کوچه هاي غربت زده شهرِ دلم در انتظار تواي غريبه آشنابي تابموحيرانم...

ديگردرياي هميشه جوشان چشمانم نميجوشدودربرابرسهمگين ترين طوفان هابه غرش در نمي آيد.

ديگر اشکي نمانده، ديگر صبري نمانده.

منادي حضورت، اي غياث الفقراء، حضور سبز تو را هميشه در آسمان وزمين ندا ميدهد.

نوروزها،عاشوراها،جمعه ها پي در پي گذشتند و مي گذرند...

ولي هيهات...!

کاش اجل مهلتي ميداد تاشاهدظهور سبزت باشم و اگر نه حتّي شاخه گلي خشکيده زير پاي مبارکت گردم تا نشاني از انتظارها باشد.

دخترخاکی نوشت:

   آقاجان تاروزآمدنت منتظرت خواهم ماند...

به چشمانِ منتظرِرقیه ،قَسَمَت میدهم...

نگذارچشمانم به جاده خشک گردد...



برچسب‌ها: امام زمان, جمعه, منتظر
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1392/12/01 توسط دختر خاکی

منتظرنوشت:

آقاجان(عج)

فصلی از همین فصلها...پاییز و بهارش چه فرقی می کند....
مهم امدن توست.....اما من تا به تو برسم...
تمام شده ام......فقط یادت باشد....روزی که امدی...
چشمهایم را باز کنی.....تا یک دل سیر تو را...
برای سالهای نبودنت نگاه کنم...

میدانم تو برمی گردی....روزی از همین روزها...

حدیث نوشت:

من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیۀ

هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.

پیامبر اعظم (ص)




برچسب‌ها: امام زمان, جمعه, منتظر
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1392/11/24 توسط دختر خاکی
انتظارنوشت:

بیــــــاکه نازتورابـــــادلـم خریـــــدارم

بیــــــاکه منتظرلحظه هـــای دیدارم

به راه آمــــدن تواگرکـــه سر بدهــم

ولی دوباره بــــه ابــرویِ توبدهکارم

شکست ایـــــــن دلِ بی طـــــاقتـم

بگوبرای آمدنت چندجمعه بشمــارم

زجمعه های بدون توسخت دلگیرم

وازدقــــــایق بی توچقدربیــــــزارم

نیامدی گل صحرانشینِ زهــــرایی

میانِ دستِ فراغت،ببین گرفتـــارم

تبریک نوشت:

دخترخاکی نوشت:

سلام دوستان

بابت تاخیرمعذرت...!

نتم قطع بود،انشالاسرفرصت نظرات تک تک دوستان روجواب میدم




برچسب‌ها: امام زمان, جمعه, انتظار, تبریک, میلادامام حسن عسگری
نوشته شده در تاريخ جمعه 1392/11/18 توسط دختر خاکی
تولدنوشت:
می‌خواستم زیباترین کلام را برایت بنویسم

اما پنداشتم ساده نوشتن همچون ساده زیستن زیباست

تولدت مبارک پدرعزیزم

انشالاسایه مهربونت تاوقتی زنده ام روسرم باشه

دوستت دارم بابایی

غم نوشت:
گذشت جمعه ای ولی دعای مانگرفت

دعـــــــــای ما نه،بگو ادعای مانگرفت

اگر به یاد تو بودم چرا دلم نشکست

چــــرا غروب رسید و صدای ما نگرفت

َ
منتظرنوشت:
پیوسته شروع میکنی آقاجان               درکعبه رکوع میکنی آقاجان

دنیاشب تاریک ستم هاشده است             این جمعه طلوع میکنی آقاجان؟

کاش تاخیمه ی سبزت برسد فریادم

من ازآن روز کـــــه دربنــــــدتوام آزادم

عاشقم دست خودم نیست بگوتاچه کنم؟      

دل بـــــه یک یوسف گمگشته ی زیبـــادادم

بازمن ماندم وپرونده ی امضانشده        کاش  بایک نظرِ لطف کنی دلشادم

در دلم ذوق گناه وبه لبم نام شما            بنده ای بی صفت وهرچه بادا  بادم


دخترخاکی نوشت:

چندمدته بدجوردلم برای دیدن گنبدفیروزه ایِ آقاتنگه،برای مناجات ها،دعای ندبه،برای روضه ها،بیقراری ها،ریختن اشکهایِ بی بهانه،برای بغضهای شکسته شده،برایِ آقاااااااا،ادعاکنیدزودی بطلبه...



برچسب‌ها: امام زمان, جمعه, منتظر, پدر, تولد
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1392/11/10 توسط دختر خاکی
دخترخاکی نوشت:

مهدی جان(عج)

اینروزهادلگیرم...بی حوصله ام...دلم تنهاست... انگارکسی راکم دارد...

دردش راخودم میدانم!!!آری قلبم توراکم دارد...

 به قلب شکسته ام سری بزنید...جایِ دوری نمیرودآقایِ مهربانیها...

منتظرنوشت:

وقتی میان نفس و هوس جنگ می شود

شیطان دوباره دست به نیرنگ می شود

نقشه کشیده است مرا دشمنت کند
با لشگر گناه هماهنگ می شود

دارد حنای توبه و شرمی که داشتم
پیشت عزیز فاطمه بی رنگ می شود

با هر گناه فاصله می گیرم از شما
کم کم وجب وجب، دو سه فرسنگ میشود

اشکم چه شد؟! به جان تو باور نداشتم
روزی دلم ز فرط حسد سنگ می شود

آقا ببخش، بسکه سرم گرم زندگیست

کمتر دلم برای شما تنگ می شود

دل بیمار فقط از تو شفا می خواهد

             شب جمعه است ، دلم کرب و بلا می خواهد...

اللهم ارزقنا کربلا



برچسب‌ها: امام زمان, جمعه, منتظر
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1392/11/03 توسط دختر خاکی
طراح قالب : { معبرسايبري فندرسک}